.دلسرد شدن.
-
تاریخ: 1405/5/5 ساعت: 18:55
لوس و احمق نیستم تا تقی به توقی بخوره ، با خودم و عالم و آدم قهر کنم و سر و صدام همه جا رو بردارهاما من چنگ انداختم به تمام تلاش هام ، امید بستم به اینکه روز به روز بهتر میشم تو این مسئلهاما انگار همش دست و پای الکیهباشه!این مسئله قوی تر از من بود ، مسئله بزرگم منو شکست داد!حالا این منم و اقیانوسی ک...
.پس از یک سال.
-
تاریخ: 1405/5/5 ساعت: 18:55
پس از یکسال تونستم در این مکان امن جاگیر بشم و برای تو از خلوت دل بنویسمتو این یک سال به طرز عجیبی بزرگ شدی و با آدم های خوبی سر و کار داشتیتو این یک سال تجربه برگزاری گالری گروهی در خانه هنرمندان رو کسب کردی و در رزومه ات نوشته شدتو این یک سال از کار انصراف دادی و بزرگتر شدیتو این یک سال دوست هایی...
.این روزا پس از جنگ.
-
تاریخ: 1405/5/5 ساعت: 18:55
نمیخوام به اون یا... فکر کنمنمیخوام روزهای سخت تر بیاد ، باید بگم تجربه جنگ منو بزرگ کرد اما ترسو...یا شاید بهتره بگم حس کردم مرگ بهم خیلی نزدیکتره تا آینده...یاسمینِ 25 ساله آرزو ها و آینده ای می دید و براش تلاش می کرد که الان این یاسمین بهش فکر میکنهچیزی جز ناراحتی پیدا نمیکنه...انگار اونا یه سری ...
.همین الان در کافه.
-
تاریخ: 1405/5/5 ساعت: 18:55
آهنگ انتخابی صاحب کافه ، مانند آهنگ های پیانو نوازی تام و جری استبوی همبرگر دیبا بینی ام را قلقلک می دهد و صدای به هم خوردن قاشق چایی خوریدر استکان کوچکی که چای و نبات در هم غلطیده میشن ، به گوشم می رسدریحان چای را نزدیک دهانش کرده و کمی می نوشد ، گویی نبات چای را خیلی شیرین نکرده استو من در حال نوش...
.همین الان آرایشگاه.
-
تاریخ: 1405/5/5 ساعت: 18:55
.همین الان،آرایشگاه.همین الان اومدم آرایشگاه صفایی به ابروهام بدم و برم کلاس طراحی در عین ناباوری دیدم کاسه رنگِ مشتری زیاد اومد و یهو دستیارِ آرایشگر گذاشت رو سرش و پلاستیک پیچید دور سر خودش و مشتری و در عین ناباوری تر، مشتری رفت سمت تلفن و به مدیر آرایشگاه زنگ زد و گفت«یآسَمین اومده» همین الان ، آ...
.همین الان تاریکی شب.
-
تاریخ: 1405/5/5 ساعت: 18:55
گویی امیدی به سپیده دم ندارد و تمام امید های دنیا را فقط شانس می داندیک تخم مرغ شانسی شاید...یک رویایک تخیلیک تصور ذهنیخیلی وقت است سپیده دم را ندیدهدیگر امیدش ناامید شدهحتی صدایی نام او را صدا نمیزندو باز هم شایدتمام صدا های قبل را تخیل میداند تمام امید های قبل را خیال خام میداندو دیگر امیدی به سپی...
.جمعه.
-
تاریخ: 1401/10/1 ساعت: 3:12
-جمعه خود را چگونه گذراندید؟ +با دیدن فیلم های "رضا" و "وقتی برگشتم" ^-^ سبز بمونیم
.احمدوند.
-
تاریخ: 1401/10/1 ساعت: 3:12
دو یا سه سال پیش بود فکر کنماولین آهنگ احمدوند رو شنیدماونم آهنگ "سلام"اولش با خواهرم مسخره کردیم که این چه اهنگیه و فلاناما نمیدونمچی شد که الان آهنگ تنهایی هام ، شده آهنگ های احمدوندو همیشه موقع شنیدن صداش ، لبخند رو لبم میادناخواسته:)تمام!یآسَمینسبز بمونیم
.یلدا.
-
تاریخ: 1401/10/1 ساعت: 3:12
از بچگی یلدا برام زیاد مفهوم خاصی نداشتمثل روز اول فروردین که حس خاصی نداشتم و ندارمغرب زده هم نیستم و منتظر کریسمس ننشستم!یا مثلا هالوین بگیرم و شاد باشمکلا این دو تا موقعیت(جشن های ایرانی) برام شادی آفرینِ بزن بترکونیم نیست...مثل روزای دیگه برام میگذره...برعکس روز تولدم که هم یلدای منه و هم روز او...